السيد محمد حسين الطهراني
257
نگرشى بر مقاله بسط و قبض تئوريك شريعت دكتر عبد الكريم سروش (فارسى)
منطق قرآن ، حجّيّت عقل و يقين است نه فرضيّههاى وهمى اشكال هشتم بر صاحب مقاله آنست كه : ايشان ميگويند : بايد از آنچه در كتب امروزى به نام علم آمده است ، و بر اساس فرضيّهها و تئوريها بنا شده است ، پيروى كرد و آنها را امور يقينيّه شمرد و از مسلّمات دانست ، گرچه بر خلاف ظاهر قرآن كريم بوده باشد . و علم كه پيوسته در تحوّل است ، تحوّلِ معارف و برداشتهاى از دين را به دنبال خود ميكشد . بخلاف نظريّه پيرِدوئِم فيلسوف و فيزيكدان فرانسوى كه فرضيّات علمى را ابزارهائى براى تنظيم حوادث ميدانست . و علم خود را صريحاً پُوزِيتيويسْتيك ميشمرد . و بالاخره نظريّه خود را اينطور بنا نهاده بود كه : فرضيّات علمى بهرهاى از واقع نمايى ندارند ، و شيوههائى هستند براى سامان دادن به حوادث و به رشته كشيدن و محاسبه پذير كردن آنها إشكال صاحب مقاله بر علّامهء طباطبائى ( قدّه ) در حفظ ظاهر شرع و تقديم آن بر فرضيّههاى علمى آنگاه بر حضرت علّامهء طباطبائى قدَّس اللهُ سرَّه خرده گرفته است كه : ايشان نيز در پارهاى از آراى تفسيرى خويش چنين گرايشى را ابراز كردهاند ، و حفظ ظاهر كتاب را مستلزم ابزارى شمردن پارهاى از فرضيّات علمى يافتهاند . تا آنكه گفته است : آدمى تا معرفت شناسى ( و انسان شناسى و جهان شناسى ) خود را تنقيح و